پانزده پرامپت زیر برای پنج مرحلهی واقعی درس خواندن نوشته شدهاند: فهمیدن متنی که گیر کردهایم، خلاصه کردن جزوه، ساختن تمرین، مرور شب امتحان، و برنامهریزی. هر کدام آمادهی کپی است و زیر هر کدام نوشتهایم چه چیزی را باید عوض کرد.
یک نکته پیش از شروع: هیچکدام از اینها برای «تکلیفم را بنویس» ساخته نشدهاند. تفاوت میان ابزار یادگیری و ماشین تقلب، دقیقاً در همین جمله است.
این پرامپتها به چه کاری میآیند
مخاطب این فهرست کسی است که جزوهای جلویش باز است و وقت کمی دارد؛ دانشآموز، کنکوری یا دانشجو. کاری که این پرامپتها انجام میدهند، حذف کردن مطالعه نیست؛ کوتاه کردن فاصلهی میان خواندن و فهمیدن است.
مرز کار هم روشن است: خلاصه کردن، توضیح دادن، سؤال ساختن و برنامه چیدن در این سمت مرز است؛ نوشتن تکلیف و تحویل دادنش به اسم خودمان در آن سمت. مرز اول یادگیری را سریعتر میکند، مرز دوم آن را حذف میکند.
مرحله ۱ — وقتی متن را نمیفهمیم
اولین جایی که درس خواندن متوقف میشود، یک پاراگراف است که سه بار خواندهایم و هنوز معنایش را نگرفتهایم. سه پرامپت زیر برای همین لحظهاند.
۱. ساده کردن یک پاراگراف سخت
متن زیر بخشی از جزوهی [نام درس] است. آن را طوری توضیح بده که یک دانشجوی سال اول بفهمد.
قالب: اول توضیح در سه جمله، بعد یک مثال ملموس، بعد دو اصطلاح کلیدی با تعریف یکخطی.
اصطلاحهای تخصصی را حذف نکن؛ کنارشان معنیشان را بنویس.
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: «دانشجوی سال اول» را با سطح واقعی خودمان جایگزین کنیم. همین یک عبارت، دشواری کل جواب را تنظیم میکند.
۲. پیدا کردن جای دقیق ابهام
من متن زیر را خواندهام ولی مطمئن نیستم درست فهمیده باشم.
پنج سؤال از این متن بپرس که اگر بتوانم جوابشان را بدهم، یعنی واقعاً فهمیدهام.
سؤالها را از ساده به سخت مرتب کن و فعلاً جوابشان را نده.
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: تعداد سؤالها. برای مثال برای یک صفحه پنج سؤال کافی است؛ برای یک فصل کامل پانزده تا.
۳. مثال برای مفهوم انتزاعی
مفهوم [نام مفهوم] را با سه مثال از زندگی روزمره توضیح بده.
مثالها باید برای یک دانشجوی ایرانی آشنا باشند.
بعد از هر مثال، در یک جمله بگو این مثال دقیقاً کدام بخش مفهوم را نشان میدهد و کجای آن ناقص است.
چه چیزی را عوض کنیم: «زندگی روزمره» را میشود با حوزهی خودمان عوض کرد؛ مثلاً «با مثال از فوتبال» یا «با مثال از خرید روزانه».
مرحله ۲ — خلاصه کردن جزوه
خلاصهای که برای مرور نوشته میشود با خلاصهای که موضوع را معرفی میکند، دو چیز کاملاً متفاوت است. تفاوت را باید در پرامپت گفت، وگرنه مدل همیشه دومی را مینویسد.
۴. خلاصهی مرورشدنی
متن زیر را برای مرور امتحان خلاصه کن.
برای هر مفهوم دقیقاً این سه خط را بنویس:
مفهوم: تعریف در یک خط
مثال: یک نمونهی ملموس
نکتهی امتحانی: چیزی که معمولاً از همینجا سؤال میآید
بدون مقدمه، بدون تکرار عنوان فصل. چیزی که در متن نیست را ننویس.
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
شکل خروجی چیزی شبیه این میشود:
مفهوم: تعریف در یک خط.
مثال: یک نمونهی ملموس.
نکتهی امتحانی: چیزی که معمولاً از همینجا سؤال میآید.
قالب را نشان دادهایم، نه محتوای یک جزوهی خیالی.
۵. تبدیل متن به جدول مقایسه
از متن زیر یک جدول مقایسه بساز.
ستونها: [مورد اول] و [مورد دوم]. سطرها: تفاوتهای اصلی، حداکثر شش سطر.
هر خانه حداکثر ده کلمه. اگر متن دربارهی چیزی ساکت است، بنویس «در جزوه نیامده».
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: همان خط آخر مهمترین بخش است؛ بدون آن، مدل جای خالی را با حدس پر میکند.
۶. استخراج اصطلاحها
همهی اصطلاحها و تعریفهای کلیدی متن زیر را بیرون بکش.
قالب: اصطلاح — تعریف در حداکثر پانزده کلمه — شمارهی صفحه یا بخشی که از آن آمده.
ترتیب را همان ترتیب متن نگه دار. اصطلاحی که در متن تعریف نشده را اضافه نکن.
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: خروجی این پرامپت ورودی خوبی برای پرامپت شمارهی یازده است.
مرحله ۳ — ساختن تمرین و تست
مرور کردن، حس یادگیری میدهد؛ اما چیزی که واقعاً در حافظه میماند، جواب دادن است. سه پرامپت زیر مدل را از حالت توضیحدهنده به حالت سؤالکننده میبرند.
۷. تست چهارگزینهای با پاسخ تشریحی
از متن زیر ده تست چهارگزینهای بساز.
گزینههای نادرست باید باورپذیر باشند، نه بیربط.
اول فقط سؤالها را بنویس. پاسخنامه را جدا و در انتها بیاور، با یک خط توضیح برای هر جواب.
همهی سؤالها باید از خود متن قابل جواب دادن باشند.
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: جدا خواستن پاسخنامه عمدی است؛ اگر جواب کنار سؤال باشد، چشم قبل از مغز آن را میبیند.
۸. سؤال تشریحی با معیار نمرهدهی
از متن زیر سه سؤال تشریحی بساز.
برای هر سؤال بنویس یک جواب کامل باید حتماً به چه نکاتی اشاره کند.
خود جواب را ننویس؛ فقط فهرست نکتهها را بده.
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: بعد از نوشتن جواب خودمان، همان فهرست را معیار تصحیح قرار میدهیم.
۹. آزمون گرفتن مرحلهبهمرحله
نقش یک معلم را بگیر و از متن زیر از من امتحان بگیر.
هر بار فقط یک سؤال بپرس و منتظر جواب من بمان.
بعد از هر جواب: بگو درست بود یا نه، کجایش ناقص بود، و بعد سؤال بعدی را بپرس.
جواب را قبل از تلاش من نگو.
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: هیچ. این پرامپت بهشرطی کار میکند که واقعاً جواب بدهیم؛ رد شدن از سؤالها آن را بیاثر میکند.
مرحله ۴ — مرور شب امتحان
این مرحله محدودیت زمانی دارد و پرامپت هم باید آن را بداند. عدد دادن، مهمترین کار این بخش است.
۱۰. مرور فشردهی بیستدقیقهای
از متن زیر یک برگهی مرور بساز که خواندنش دقیقاً بیست دقیقه طول بکشد.
فقط چیزهایی که احتمال آمدنشان در امتحان زیاد است. ترتیب بر اساس اهمیت، نه ترتیب جزوه.
حداکثر پانزده خط. هر خط یک نکته.
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: بیست دقیقه را با وقت واقعیمان عوض کنیم. عدد، طول خروجی را واقعاً کنترل میکند.
۱۱. کارتهای مرور
از فهرست اصطلاحهای زیر کارت مرور بساز.
هر کارت دو خط: رو، یک سؤال کوتاه؛ پشت، جواب در حداکثر بیست کلمه.
سؤالها را طوری بنویس که جوابشان یک کلمه نباشد.
فهرست:
[خروجی پرامپت ۶ را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: تعداد کلمههای پشت کارت. بیست کلمه برای حفظ کردن سقف خوبی است.
۱۲. تلههای امتحانی
در متن زیر، کدام نکتهها معمولاً با هم اشتباه گرفته میشوند؟
هر مورد را در یک جفت بنویس: چه چیزی با چه چیزی اشتباه میشود، و راه ��ادهی تشخیصشان.
حداکثر هفت جفت.
متن:
[متن را اینجا کپی کنید]
چه چیزی را عوض کنیم: این پرامپت روی درسهای مفهومی بهتر از درسهای محاسباتی جواب میدهد.
مرحله ۵ — برنامهی مطالعه
برنامهای که از روزهای واقعی باقیمانده ساخته نشود، همان روز اول شکسته میشود. عددها را باید در پرامپت گفت.
۱۳. برنامه بر اساس روزهای باقیمانده
تا امتحان [نام درس] [عدد] روز مانده و روزی [عدد] ساعت وقت دارم.
منبع: [تعداد صفحه یا فصل].
یک برنامهی روزانه بده؛ هر روز یک سطر: چه بخوانم، چقدر وقت، و در پایان روز چه چیزی را باید بتوانم انجام دهم.
دو روز آخر را برای مرور خالی بگذار. روزی بیشتر از وقتی که گفتم برنامه نگذار.
شکل خروجی چیزی شبیه این است:
روز ۱ — فصل اول، ۲ ساعت — در پایان روز: بتوانم پنج اصطلاح کلیدی را بدون نگاه توضیح دهم.
ستون آخر مهمترین بخش است؛ برنامهای که ملاک موفقیت روزانه ندارد، فقط یک فهرست آرزوست.
۱۴. تقسیم یک منبع بزرگ
منبع من [تعداد] صفحه است و [عدد] روز وقت دارم.
آن را به بخشهای روزانه تقسیم کن، اما نه صرفاً تقسیم عددی: بخشهای سختتر وقت بیشتری بگیرند.
برای هر بخش بنویس چرا سخت یا آسان حسابش کردی.
چه چیزی را عوض کنیم: اگر فهرست فصلها را هم کپی کنیم، تقسیمبندی خیلی دقیقتر میشود.
۱۵. بازسازی برنامهی عقبافتاده
قرار بود تا امروز [مقدار] بخوانم، ولی فقط [مقدار] خواندهام. [عدد] روز مانده.
برنامه را از نو بچین، نه با فشرده کردن همه چیز.
اول بگو چه چیزی را باید کنار بگذارم و چرا، بعد برنامهی جدید را بده.
چه چیزی را عوض کنیم: این پرامپت عمداً از مدل میخواهد چیزی را حذف کند؛ بدون آن خط، برنامهی جدید هم غیرقابل اجرا در میآید.
الگوی پشت این پانزده پرامپت
اگر به همهشان نگاه کنیم، یک ساختار چهار بخشی تکرار شده است. همین چهار بخش را میشود روی هر درس دیگری سوار کرد.
نقش یا موقعیت — «دانشجویی که فردا امتحان دارد» یا «معلمی که امتحان میگیرد». این تکه تعیین میکند مدل توضیح بدهد یا سؤال بپرسد.
مادهی خام — متن جزوه، فهرست اصطلاحها، یا عددهای برنامه. بدون این، جواب کلی میشود.
کار مشخص — خلاصه کن، سؤال بساز، تقسیم کن. یک فعل، نه چهار تا.
قالب خروجی — سه خط، شش سطر، بیست کلمه. این تکه بیشتر از بقیه فراموش میشود و بیشتر از بقیه روی نتیجه اثر دارد.
همین چهار بخش، شکل سادهشدهی همان شش جزئی است که در راهنمای پرامپتنویسی فارسی مفصل توضیح داده ایم.
کجا نباید به جواب اعتماد کرد
سه جا خروجی را باید با خود جزوه مقایسه کرد، بدون استثنا.
عدد، تاریخ و فرمول. مدل وقتی چیزی را نداند، محتملترین جواب را میسازد و با اطمینان مینویسد. هر عددی که قرار است حفظ شود، باید از جزوه تأیید شود.
منبع و ارجاع. اگر از مدل بخواهیم منبع بدهد، ممکن است منبعی بسازد که وجود ندارد. برای فهرست منابع، به خروجی هوش مصنوعی تکیه نکنیم.
درسهای محاسباتی. مسیر حل یک مسئلهی ریاضی ممکن است درست به نظر برسد و در یک مرحله اشتباه باشد. برای این درسها، از پرامپتها برای فهمیدن روش استفاده کنیم، نه برای گرفتن جواب.
و یک نکته که فنی نیست: چیزی که خودمان تولیدش نکردهایم، سر جلسه یادمان نمیماند. خلاصهای که فقط خواندهایم، خیلی زودتر از خلاصهای که خودمان بازنویسی کردهایم از یاد میرود. بهترین استفادهی این پانزده پرامپت این است که کار مکانیکی را کوتاه کنند و وقت را برای همان بخشی آزاد کنند که واقعاً یادگیری است.
برای شروع میشود از پرامپت شمارهی چهار شروع کرد و یکی از فصلها را همین امشب خلاصه کرد: chat.hooshzy.ir
مقالههای دیگر بلاگ را هم میشود در فهرست مطالب دنبال کرد.